بچه ها سلام. من مادرم یه شهردیگه زندگی میکنه من چون بچه کوچیک دارم گاهی میرم و یه ده روزی میمونم.شوهرم نمیاد و میره سرکارحالا هربار میام مامانم هی میگه شام بریم فلان جان بریم بهمان جا. من بدون شوهرم راحت نیستم مهمونی به وعده برم حالا یه عصری نشستن عب نداره.هرچی ام میگم اخم میکنه قهر میکنه
الان میگه شام بریم خونه دوست بابات میگم واقعا من بدون شوهرم راحت نیستم
نظرشما چیه