میرن ازمایش میگه حامله اس خالم غش میکنه.خودشم گریه و میزنه توی سر خودش و این حرفا زنگ میزنن ب پسره میگن بیا ببین میخوای چیکار کنی پسره میاد میگه اره کار من هست.ولی من نمیتونم ازدواج کنم پول جور میکنم سقط کنین.
👇👇👇چون که اسرارت نهان در دل شود / آن مرادت زودتر حاصل شود🤗😍
خالمم کل شهر و تو دوهفته میگرده یه دکتر پیدا میکنه ک بیاد توی خونه بچه رو سقط کنه.
به دختر خالم امپول میزنه.دوتا از صبح بچه نمیوفته کل شهر و راه میره نمیوفته بعد دو روز راه رفتن ساعت 5صبح میره دستشویی بچه میوفته پایین.و این و بگم ک دکتر دست انداخت و بدنش و بار کرد
👇👇👇چون که اسرارت نهان در دل شود / آن مرادت زودتر حاصل شود🤗😍