من و شوهرم عقدیم و مشاوره میریم و دکتر مشاور گفته شوهرت طرحواره رهاشدگی داره و تو کودکیش محبت ندیده از طرف مادرش وتو خانواده ای بزرگ شده که بهش توجه و محبت نکردن و الان بزرگ شده و ازدواج کرده و مشکل ساز شده.دکتر میگه فکر کن اون پسر بچه ۷ساله هستش و تو کنارت اینجوری تو مواقع اعصاب خوردنی و زمانی که دادو فریاد میکشه و فحش میده و اذیت میکنه ببین.خانوادم میگن بهش محبت کن و بهش برس میگن از محبت سیرابش کن ولی اون هرچی به من بگه مشکلی نیست منتهی من اینهارو میفهمم ولی آیا خانوادم و شوهرم هم میتوانند بپذیرند که منم طرحواره رهاشدگی دارم و اونم منو مثل بچه ۷ساله ببینه و به من برسه و تز محبت سیرابم کنه.من الان اینکارهارو بکنم و بهش برسم آیا اون بعد از چند سال نمیگه ببین من کی هستم که این با وجود مشکل من کنار من بوده. واینکه پس من آدم مهمی هستم برم خیانت کنم منتهی در شوهر من و پدر شوهر من وجود داره این خصلت من خودمو فدای این مرد کنم که فردا پس فردا به کسی دیگه ای برسه دردشو من بکشم لذتشو بقیه.