آخر هفته تولد دور دونمه ، بالاخره ۱۸سالش میشه
مثل همیشه که ارزوشو داشت 🙂
رفیق مرحومم ، بچه طلاق بود ، وقتی مامانش رفت ، رفت سراغ دوست پسر ، پسره ام فقط به قصد خودشگذرونی و هدفی که میدونیم باهاش بود اما چون حالشو خوب میکرد میگفت تنها دلیلی که خودکشی نکنم اونه
ماه های آخر حرفای عجیب میزد ، میرم طبقه چهارم خودمو میکشم ، منو ببخش ، بعد فوتم دفترمو بردار و هزار جور حرف دیگه :)
یروز رفیقم مدرسه بود عمه اش گوشیمو از خونه میدزده و هکش میکنه و تمام عکس و فیلم اش با رلشو میبینه ...وقتی رفیقم میاد خونه زنگ میزنه همسایه دوستم که گوشیو بده دوستم و تهدیدش میکنه که به باباش همه چیو گفته یه فکری به حال خودش بکنه یا خودشو بکشه ...
رفیقم از اکانت اون همسایه بهم پیام میده که از همه جا بلاکش کنم ، منم فقط گفتم چشم ...
باباش اومد خونه و دعواشون شد و رفیقم امضا نداد که مامانشو نمیخواد و به بالا پشت بوم فرار کرد ، سرش به دیوار کوبیده میشه و از چهار طبقه میفته پایین...
عمش برای صحنه سازی زنگ میزنه از گوشیه رفیقم که میپرسه آخرین بار کی دیدیش نیومده پیش تو که جلوه بده از خونه فرار کرده ...
یهو یکی دیگه بهم زنگ زد گفت پاشو بیا تهه کوچه فلانی مرد ، خیلی ریلکس ، منم باورم نشد با لباس مدرسه آماده شدم رفتم تهه کوچه دوییدم ، دیدم همه همسایه ها جمعن
یکی منو دید بغلم کرد گفت تسلیت میگم ...
منم فقط جیغ میزدم که اون اینکارو نمیکنه و باباش بهم میخندید....
و من هنوز درگیرم ، که خودکشی یا قتل ، کدوم ...
رفیقم تیکه تیکه شد ، جلوی چشام پرپر شد ....
آخرین بار ده دقیقه قبل باهام حرف زد ....
آخر هفته تولدشه یه فاتحه مهمونش کنید :)