بنظرتون حق دارم ناراحت باشم؟
من و شوهرم ااول زندگیمون خیلی مشکلات داشتیم وشوهرم خیلی منو خونوادمو اذیت کرد تا پای طلاق رسیدیم و برگشتیم ک یهو ادم شد و عاقل شد وزندگیمون خوب شد
همون زمان ما طبقه پایین ساختمان اقام پدرم ب ما خونه داده بود و زندگی میکردیم یعنی درواقع طبقه پایین دو واحد خریده بود یکی واس من یکی واسه داداش بزرگم
ک خب تو اوج مشکلاتمون و اول زندگیمون اونجا بودیم ک صداهای دعواهامون تاخونه اقام میرسید و خونوادم از سردلسوزی دخالت میکردن و خلاصه تاکه یروز شوهرم قهر کرد و رفت و گفت من نمیشینم اونجا و رفتیم خونه اجاره کردیم
حالا بعد چندسال مستاجری و در به دری و هرچی تلاش کردیم نتونستیم خونه بخریم
الی بشینیم یسالی همون طبقه پایین اقام و پول رهن و هم بدیم برا خرید خونه یالا میتونیم
شوهرمم مثل چی پشیمون شده وهمش خودشو سرزنش میکنه میگه کاش میموندیم اونجا الان راحت خونه خریده بودیم کاش نمیرفتیم
خلاصه منم ب مادرم گفتم
گفت اصلاااا و ابدا
بابات راضی نمیشه وبهش فشار نیار اصلا نمیخوایم شوهرتو بزاریم تو ساختمونمون
گفتم خب همش یساله تا فقط خونه بخرم از این دربه دری راحت شدم گفت اصلا وابدا
منم خیلی دلم شکست ک میتونستن باهمین ی کمک کوچیکشون باعث بشن من خونه بخرم اما نخواستن