2777
2789
عنوان

همه منو آدم مغروری میدونن😅

90 بازدید | 5 پست

چون وقتی رفتار سرد ازشون میبینم هیچوقت نمیپرسم چرا،فقط فاصله میگیرم، هیچوقت پیگیر قهری که باعثش نیستم نمیشم

چون وقتی باهام قطع ارتباط میکنن هیچوقت نمیگم برگردید هیچوقت نمیپرسم چرا، کاملا خنثی (به ظاهر) میگذرم و چیزی به روم نمیارم.

وقتی پسری باهام تموم میکنه روال عادی زندگیم(به ظاهر) ادامه میدم، استوریای روزانه ام رو میذارم، درسمو میخونم سرکارم میرم.

ناخودآگاه جوری برخورد میکنم که انگار اتفاقی نیفتاده یا حتی شادم.

درصورتی که پر از تنهایی و ناراحتی ام، ففط غرورم اجازه نمیده برم سمت آدمایی که 100 بهم توجه نمیکنن. خودم زودتر بارمو میبندم و کوچ میکنم.

الانم واقعا پر از حس تنهایی ام ولی حاضر نیستم برگردم سمت آدمی که توجهی که لایقش بودم رو بهم نداد، با اینکه خیلی افسرده حال شدم...

بهترین اتفاق زندگیم سال 1402 اتفاق افتاد ولی سال 1402 بدترین سال زندگیم بود ،درواقع بهترین اتفاق زندگیم در بدترین سال عمرم اتفاق افتاد و در واقع حتی بهترین اتفاق هم نتونست بدترین سال رو به بهترین سال یا حتی یه سال معمولی تبدیل کنه/ من ناراحت نیستم، نمیخوام هم برگردم به اون روزا، متنفر هم نیستم، فقط حسرت میخورم کسی هست بفهمه چی میگم؟/خاطرات عجیبند./ تفاوت غم در کودکی و بزرگسالی، مزمن شدنش است/ آدمهای جدیدی وارد زندگی ام شدند، آنها هم ناامید کننده بودند، مثل تو،اما آمدنشان کمترین سودی که برایم داشت این بود که خاطرات تو را در ذهنم به قدر یک سر سوزن رساندند،آمدنشان باعث شد کمی خودم را بیشتر باور کنم. آمدنشان باعث شکستگی مجدد قلبم شد، اما من که اولین بارم نیست، کنار می آیم (3دی 1404)

حس میکنم یه وقتایی این خصلت ذاتی رنجم میده

یا زیادی سخت گیرم

شایدم بخاطر اینه وقتایی که احساساتمو گذاشتم کف دستم و تقدیم آدما کردم هربار ضربه خوردم

بهترین اتفاق زندگیم سال 1402 اتفاق افتاد ولی سال 1402 بدترین سال زندگیم بود ،درواقع بهترین اتفاق زندگیم در بدترین سال عمرم اتفاق افتاد و در واقع حتی بهترین اتفاق هم نتونست بدترین سال رو به بهترین سال یا حتی یه سال معمولی تبدیل کنه/ من ناراحت نیستم، نمیخوام هم برگردم به اون روزا، متنفر هم نیستم، فقط حسرت میخورم کسی هست بفهمه چی میگم؟/خاطرات عجیبند./ تفاوت غم در کودکی و بزرگسالی، مزمن شدنش است/ آدمهای جدیدی وارد زندگی ام شدند، آنها هم ناامید کننده بودند، مثل تو،اما آمدنشان کمترین سودی که برایم داشت این بود که خاطرات تو را در ذهنم به قدر یک سر سوزن رساندند،آمدنشان باعث شد کمی خودم را بیشتر باور کنم. آمدنشان باعث شکستگی مجدد قلبم شد، اما من که اولین بارم نیست، کنار می آیم (3دی 1404)

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

منم همینطور.

شوهرم میگه خیلی مغروری. تو عقد چند بار گفت طلاق، پاشدم جمع کردم گفتم اوکی.

بعد هی پیام و زنگ که من عصبی بودم تو نباید مغرور باشی.

مرد غرور داره مرد فرق داره و فلان

یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم/ محتاج برادران و خویشان نشوم/ بی منت خلق خود مرا روزی ده/ تا از در تو بر در ایشان نشوم

حس میکنم یه وقتایی این خصلت ذاتی رنجم میدهیا زیادی سخت گیرمشایدم بخاطر اینه وقتایی که احساساتمو گذاش ...

نه کار خوبی میکنی. فقط فشار زیادی رو تحمل میکنی با سکوتت. اون خیلی سخته

یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم/ محتاج برادران و خویشان نشوم/ بی منت خلق خود مرا روزی ده/ تا از در تو بر در ایشان نشوم

ببین صبوری کن. ولی سراغشو نگیر. اون دنبال بهانه بود.

به نظرم زن نباید پیگیر مرد باشه.

من سردی ببینم خودم سرد تر از قبل میشم

یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم/ محتاج برادران و خویشان نشوم/ بی منت خلق خود مرا روزی ده/ تا از در تو بر در ایشان نشوم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز