دخترا کسی میدونه باید چیکار کنم؟
چندماه پیش از یه ملایی مهره مار و ازین چرت و پرتا خریدم، بعدشم شوهرم ناراحت شد که پول زیادی دادی پس بده بهش، میلیون ها پول داده بودم. کار کشید به تهدید به شکایت، پوبمو پس داد. گفت توام مهرمو پس بده. من نمیخواستم دیگه پام باز شه اونجا. مهره ووسایلو انداختم تو اب روان به خودشم گفتم. بعد چند وقت یه اتفاقی برام افتاد که تو تاپیکای قبلی گفتم، بعد اون شب من با خودم گفتم نکنه این موکلی چیزی فرستاده چک کنه اون مهره ها هنوز تو خونه من هست یا نه. حالا امشب مجدد حس میکنم یکی تو خونس، باز حضور یه نیرویی رو سنگینی شو حس میکنم. خوابم نمیبره.
قران تو خونه هست، میخونم حتی.
تاثیری نداشته.
اعصابم داغونه، شوهرمم ماموریته.