2777
2789

شوهرم با خونوادم سر ماجراهایی ناراحته میگم خب میشه نیلی خونه مادرم اما من خونه مادرم باهاتم خونه برادر خواهرت میام ناراحتی من خونه مادرشوهر زندگی میکنم خونه خودم بودم راحتر این رابطه رو درست میکردم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

هیچ وقت شماهایی که قبول میکنید برید خونه مادرشوهر زندگی کنید بعد میایید غر میزنید که سخته اذیت میکنن و درک نمیکنم!

مثل این من عمدا دستمو بسوزونم بعد بگم خیلی درد داره!

وقتی شرایط و قبول کردی حق اعتراض نداری! دیدی محل مادرت نمیزاره بعد بدون عروسی رفتی تو خونه مادرشوهرتم نشستی!

 نوعی سکوت وجود دارد، برای زمانی‌که شما به موضوع تسلط دارید ولی گوینده‌ای نادان با ژستی دانشمندگونه  پر حرفی می‌کند! و شما سخن‌گفتن را بی فایده میبینی! به ویژه که در هر سخن گفتن خطرخودنمایی، خودبرتربینی، فخرفروشی و اظهار فضل وجود دارد!فلذا به سر تکان دادنی بسنده می‌کنی و این روشِ شخصیت‌های رشدیافته می‌باشد.

هیچ وقت شماهایی که قبول میکنید برید خونه مادرشوهر زندگی کنید بعد میایید غر میزنید که سخته اذیت میکنن ...

اینجوری نبود. بابا انقد با خونوادم خوب بود کلا رابطشون شکرابه

اما خونه خودم بودم میبردمش به زور بالاخره اوکی میشد

من مجبور شدم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز