این قضیه شاید برای سی و اندی سال پیشه..😀
بابا یه روز یه مقداری تریاک از کسی قرض میگیره و میبره خونه میده به عمم ،میگه لیلا اینو برام قایمش کن ، فوضولی چیزی نیاد...
اونم قایمش میکنه
پدرم از خونه میزنه بیرون بعد دو سه ساعت برمیگرده
میبینه کل محله رو بوی تریاک برداشته و دود از خونشون بلند میشه
میره میگه لیلا کجا قایمش کردی
عمم هم ریلکس میگه خیالت تخت قایمش کردم تو آبگرمکن 😂
و اینگونه بود که مقدار زیادی تریاک تو آبگرمکن به هوا رفت