دارم دیوونه میشم تو به خونه کوچک زندگی میکنیم
خدا لعنت کنه کسی که سربابامو کلاه گذاشت مجبور شدیم خونمون رو بفروشیم تو یه لونه موش زندگی میکنیم بدون اتاق خسته شدم دیگه
بابام بدبخت تا چند سال پیش چند شیفت کار میکرد بازم حقوق کارمندی کفاف نمیده تمام زندگیمون شده قسط
مامانمم به خیال خودش برام لباس نمبخره داره پس انداز میکنه بابامم از شدت فشار زود عصبی میشه همش داد بیداد میکنه
هر موقع شبانه میریم بیرون وقتی میخوایم برگردیم خونه از شدت ناراحتی گریه ام میگیره
ازون طرف مامانم برام لباس نمبخره ، از اول ترم با یه مانتو مشکی رفتم تا الان حتی تو زمستون به پالتو و کاپشن ندارم مجبورم زیر مانتوم لباس زیاد بپوشم دوستمم هی میگه سردت نیست
خسته ام خدا کمکم کن
من احمقم با این درس نخوندنم دانشگاه غیرانتفاعی ثبت نام کردم پول شهریه ام رو این هست
سرکار هم با این انتخاب واحد نمیتونم برم خسته ام دیگه فقط دلم میخواد گریه کنم