دوسال برادرمو نگه داشتم اومد پیش من موند از گل نازک تر بهش نگفتم براش مادری کردم اخرم زد تو روم سر یه چیز کوچیک گفت تو بد ذاتی تو دورویی تو جنست خرابه دلم از ته شکست نفرین نمیکنم ولی حق من این نبود به هیچ کس زیادی خوبی نکنید میشه وظیفه به چشمش نمیاد اصلا