منظورم مادربزرگ و خاله هامه
خانواده پدریمم کلا نمیبنم مخصوصا از وقتی مادربزرگم فوت کرده سالی یبار شاید ببینمشون که اونم دست کمی از خانواده مادری ندارن
وقتی ۱۸ سال رو رد کردم گیر داده بودن به شوهر کردن من که چرا کسی تو رو نمیگیره کاش تو شوهر کنی کاش فلانی میومد تو رو میگرفت😐😐دیگه با همسرم آشنا شدم و ۲۲ سالگی ازدواج کردم🫠حالا گیر دادن تو این سه ماهی عروسی کردیم حامله نیستی؟کی بچه میاری؟زودتر حامله شو😐حالا منو و شوهرم تک خرجا خودمون موندیم یه معلمه با ۱۴ میلیون حقوق خودمون بزور داریم ادامه میدیم بعد چطور خرج پوشکه یچه امون رو فقط بدیم؟اینا رو بهشون میگم میگن خدا روزی رسونه آخه چیه این مزخرفات خود خدا عقلم داده که ازش استفاده کنیم کدوم روزی آخه خدا هرجا هم روزی رسون باشه تو این مملکت نیست
حالا خودشون هر کدوم دو تا بچه آوردن تو خرجاشون موندن بچه هاشون دل به آرزو همه چی موندن بچه هم که بلد نیستن تربیت کنن اینقدر بچه هاشون بیشعور و بی ادبن
من حاضر کلا بچه نداشته باشن تا داشتن همچین بچه هایی🫡