خلاصه این زودتر اومد رف دراز کشید من داشتم غر میزدم کله شو کرده بود تو گوشی حرصی شدم بازوشو محکمممم گاز گرفتم هرچقد داد بیداد کرد ول نکردم بعدش طعم خونش اومد ولش کردم قشنگ گوشتش فاصله گرفته بود دورشم خونی بود بعد که داداشش اومد گف فلانی سگ تورو گرفته چه وضع دستته بعد که نگاه من و دید با دوسدخترش زدن زیر خنده خیلییییی ناراحتممم الانم خوابن شب و اینجا موندن واکنشم چی باشه؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.