میدونی مقصر پدرمه . یه برادر داره با این که سالمه ولی اصلا حال کار نداره. میخواست ازدواج کنه. پدرم از یه خیر براش چند قلم جهیزیه گرفت . اولا کسی که اهل کار نیست چرا باید زن بگیره. دوما این بدن سالم داره فقط تنبله خودش باید کار میکرد تا جهیزیه میخرید. بابام اینا رو پر رو کرد. مثلا اگه کسی بود که اهل کار بود و ورشکست کرده بود یه چیزی ولی این کلا تنبل بود. نزدیک چهل سالش بود ولی هیچی نداشت یعنی اگه کارگری هم کرده بود میتونست طی این بیست و خورده ای سال برا خودش یه پول بزرگی پس انداز کنه. چون خرجش از حقوق پدرش بود. به خاطر همین دید اینا خونوادتن ساده هستن گفت راحت میتونه تلکه شوند کنه.
به قول معروف نیکی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند.