مادرم و زندادشم باهم قهرن مقصر هم مامانمه بعد زندادشم منو برای یلدایی دعوت کرد من نرفتم بعد مامتنم زمگ زد رفتیم انحا ب دلایلی خونه مامانم ک لودیم زندادش زنگ زد ک بیایی منتظرم منم نرفتم اونها هم رفتن خونه پدرش
بعد خاله ام ک پشت مامانمه با زندادسم حرف نمیزنه زنگ زد با ی لحتی ک فلانی زندادشتت ک ترو دعوت کرده بود سر از خونه پدزش دراورده چطوز ترو دعوت کردع بود