حقيقتا اعصاب و روان برام نمونده از دست بابام رواني شدم
همش داد ميزنه دعوا ميكنه پرخاشگرب ميكنه
سر كوچيكتريننن مسائل اگه يه ذره فقططط يه ذره طبق خواسته ش پيش نره جنگ و دعوا راه ميندازع ديگه حالم داره از اينهمه قدرت طلبيش و خودشيفتگيش بهم ميخوره
تا ميام يكاري برا مامانم انجام ميدم كلي كنايه و نيش و.. ميزنه و حسودي ميكنه
همه چيو از دماغ ادم در مياره همش داد ميزنه بخدا من ادم دست پاچلفتي نيستم ولي وقتي پيششم خودمو همه چيمو گم ميكنم
همش ازم ايراد ميگيره ميگه كم بخور فلاني چاقي و..
تا ميام اعتراض كنم ميگه صداتو بالا نبر درحاليكه همش داد ميزنه
ديگه خسته شدم نميكشم ديگه اعصاب برام نمونده
😞