دختر گفت میشه ارتباط مون رو حفظ کنیم تا به یه اوضاع درستی برسیم
یه دفعه مامانم ناراحت شد و گفت ما خانواده مذهبی هستیم خوش مون نمیاد پسر مون با یه دختری که محرم نیست ارتباط داشته باشه
بعد دختر گفت در حد اینکه فقط هر روز تماس باهم داشته باشیم چطور
بعد مامانم ناراحت تر شد
منم خیلی ناراحت شدم
بابا دختر باید یه عفتی داشته باشه یه حیایی داشته باشه
چند سال با داداشم تلفنی دوست دخترش باشه از این دوست دختر مجازی ها؟!!!
داداشم گفته بود دختر یه خواهر بزرگ تر داره متولد ۷۷ که مجرد هم هست ،دختره براش تعریف کرده بود یه مورد ازدواج براش پیش آمده بود اما بعد چند جلسه جا زد و رفت و خواهرش خیلی شکست عشقی خورده بوده می گفته علتش این بوده که خواهرش به اون پسره خیلی دل بسته بوده!!
من فکر میکنم اینها یه مشکل خانوادگی دارن که اینقدر خود شون رو راحت در دسترس قرار میدن
خود دختره هم خیلی حرف بزن و زبون باز
داداشم میگفت یکی از ایراد هاش اینکه خیلی اهل توجیه
مثلا صد میلیون پول میخواد بده دماغش رو عمل کنه دادشم بهش گفته بود اگه ازدواج مون قطعی بشه این صد میلیون رو بهتره بذاری برای چیز های مهم تره مثلا کمک خرجی برای بابات بشه بعد دختر شروع کرده بوده مخ خوری و توجیه که داداشم خسته شده بوده گفته بوده باشه پول خودته باهاش هر کاری میخوای انجام بده!