یه شب قبل یلدا گفت من شام میرم خونه مامانم شماهم میاید یا نه ما قرار بود بریم خونه مامانِ بابام همه دور هم بودن اینور کلا خاله داییا نمیان جو سنگینه کلا منم گفتم که نه من ترجیح میدم بریم اونور دور هم باشیم گفت باشه مجبور نمیکنم ولی هر دوساعت یبار بحثش بود که حالا بیاید ساعت ۱۰ و نیم اینا میریم اونور منم چون واقعا دوست نداشتم برم اونجا قبول نکردم و خلاصه مامانم از ساعت۳ونیم اینا رفت خونه مامانش
زندگی هیچوقت آسونتر نمیشه این تویی که باید قویتر بشی
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
اینقدر بدم میاد از شب یلدا شب یلدا همش یک شبه همه توقع دارن خونه شو بری
منم میگفتم خوب اونجا که گسی نیست ی شب قبل یا بعد بریم شب یلدا که همه جمعن بریم طرف بابا ولی میگه ن مهم اینه اون شب تنها نباشن از ۶تا بچه فقط واسه مامان من مهم بود
زندگی هیچوقت آسونتر نمیشه این تویی که باید قویتر بشی