2777
2789
عنوان

مجردم پدرم خیلی اذیتمون میکنه

145 بازدید | 7 پست

نمیدونم مادرم چجوری تحملش میکنه من چندسالیه باهاش قهرم هرلحظه اماده جنگه چه مارو به قتل برسونه چه یه لیوان اب بخوره چن سال پیش با چاقو بهم حمله کرد حتی به مادرم هم حمله میکنه خودم ۲۸سالمه گیر کردم خواستگاری هم ندارم حتی یک دونه که حداقل فرار کنم امروز ازصبح سرم درد میکنه تا الان این چه زندگی بود کاش حداقل خودکشی گناه نبود خودمو راحت میکردم

باارزشترین سکانسهای ««زیبا صدایم کن »» :












زیبا : کاش بخاطر من نفروشیش ( طلاهای عروسی خسرو)


خسرو (پدر زیبا) : این چسب برای این زخم خوبه ... ( رهن کردن خونه برای زیبا وقتی که خود خسرو توی آسایشگاه روانی بستریه )








----------------------------------------------------------------------








اشکان( دوست زیبا ) به زیبا :


هیچکس اندازه من تورو نمیفهمه ، ولی خوشحال باش که پدرت هست ، چون وقتی نباشه تازه میفهمی یعنی چی ...






----------------------------------------------------------------------




زیبا : اگر سال دیگه رهن رو بالا ببره چی ؟ برنگردم دوباره خوابگاه


خسرو : دلشوره چیزی که هنوز پیش نیومده رو الکی نخور


زیبا : نمیتونم ، از وقتی یادم میاد یه لحظه نیست که نگران نباشم ، بهترین اتفاقم که میوفته ، بازم میترسم


خسرو : از چی میترسی بابا ؟


زیبا : از اینکه همه چی یهویی خراب شه


خسرو: دیگه زندگی همینه دیگه ، یه چیزایی خراب میشه باید درستش کنی ( منظورش اینه که پدری که روانی شده و باید خودش رو درست میکرد و رابطه با دختر ۱۶ سالشو که بعد از ۹ سال ندیدن باید جبران میکرد ) یه چیزایی هم دیگه درست نمیشن و باید ادامه داد ( منظورش نبود مادر زیبا و طلاقشون )




----------------------------------------------------------------------






خسرو : اصلا یجوری شده که هیچکی هیچکیو نمیتونه ببخشه ، ولی تو اینجوری نباش بابا ، تو ببخش ، تو مثل ما نباش ، من قدر تورو ندونستم بابا


زیبا : تو حالت خوب میشه ، مطمعنم بابا ، خیالم هیچوقت مثل امروز راحت نبوده


خسرو : تولدت مبارک








----------------------------------------------------------------------








خسرو ، آسیب دیده روحی و ذهنی که از آسایشگاه اعصاب و روان فرار میکند تا روز تولد دخترش کنارش باشد ، پدری که عاشقانه دخترش رو دوست دارد ولی دخترش تمام این سالها پدرش را از زندگیش حذف کرده بود ، خسرو در آن نیمروز تمام زندگی دخترش را دگرگون میکند و زیبا معنای عشق را میفهمد




گنج پدر ، دخترش است .

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

باارزشترین سکانسهای ««زیبا صدایم کن »» :زیبا : کاش بخاطر من نفروشیش ( طلاهای عروسی خسرو)خسرو (پدر زی ...

ولی خب ربطی به تاپیک من نداشت چون پدر من یه عوضیه

اهل قضاوت کردن نیستم ، شاید اسیبی دیده باشید که دلتون رضا نیست الان ، ولی هیچ پدری نیست که بد فرزندش ...

این پدر نیست هیولاس خداروشکر هموگلوبینش کم شده روزی چن بار مثل سگ جون میده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

آی یو آی

0000007891darya | 31 ثانیه پیش

چگونه

عسل_۱۲۹۰ | 2 ثانیه پیش

یارانه

مژگان۷۶۷ | 6 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز