از این زندگی که مامان بابامم برام درست کردن بعد بیست سال زبون همو نمیفهمن حالم بهم میخوره ازشون ۸٠درصد تقصیر بابامه الهی به زمین گرم بخوره متنفرم ازش حیوون بی خاصیت
کاش داغ بچه ببینن کاش بخوابم بیدار نشم همه عمرم زندگیم جوونیم با گریه گذشت الان که دم کنکورمه هر روز کارم گریه هست هیچ وقت بابامو نمیبخشم
حتی خدا هم صدای منو نمیشنوه
الهی همین روزا خبر مرگمو بدن بهشون اون موقع هر غلطی خواستن بکنن