ما خانواده ها اشنا شدند اما عقد نکردیم چند هفته به نامزدیم مونده بود مامانم فوت شد (منتظرم عید بگذره)
یه ماهه از وقتی کارشو تغییر داده ساعت کاریش بیشتر شده
خودشم عوض شده
صبح میره یه صبح بخیر هم نمیگه گفتنی میگه سرم شلوغه
فقط پیام بدم جواب میده
طول زوز پیام نمیده
خب تو که میدونی منم سر کارم ساعت یک تعطیل میشم یه خسته نباشید پیام دادن چقدر زمان میبره😐
اگه من خودم ساعت ۴ که تموم میکنه زنگ بزنم بگم خسته نباشی و اینا جواب میده میگه خستم
میره میخوابه تا ۸ شب
بعد یه پیام میده که عشقم با دوستام دارم میرم بیرون
۱۲ میاد تازه یک شب بادش میوفته بهم زنگ بزنه
به همه کاراش میرسه اولویت اخر منم
میگمم شروع میکنه به توجیح که اره میدونم حق داری ببخشید توجه نکردم حواسم بیشتر میشه بازم هموت خسته شدم نمیفهمه میگم تمومش کنیم
سه هفتست نه همو دیدیم نه بیرون رفتیم نه وقت گذروندیم
نمیخوای ولکن برو دیگههه