من برای ازدواجم چند روز پشت سر هم رفتم حرم
یه روزش اینقدر هوا کرم بود و منم سرم درد میکرد نمیتونم توصیف کنم که با چه حالی رفتم حرم ، عید غدیر بود
نامه مو انداختم تو ظریح و از امام رضا یه ازدواج خوب خواستم و چیزایی که مد نظرم بود گفتم ، ولی ازدواجم کاملا برعکس هر چی گفتم شد
اصلا دوست ندارم برم حرمش ، ازینکه فکر میکردم این کیسی که امام رضا برام خواسته ولی نبود ،. اینقدر حالم از خدا و امام رضا بده
من پر از مشکلات و سختی بود زندگیم میدیدن این قضیه رو ولی با ازدواجم مشکلات و سختی هام چندین برابر شد