من ماه اخر بارداری ام و دیروز فشارم پایین و کبودی بی مورد رو کل بدنم ظاهر شد و تپش قلب
مامانم اومدکمکم و حالم بهتر شد
پرخطر ام و وضعیت ام خطر
شوهرم دیشب ک سرکار بود زنگ زد که مادرشوهرم گفته جاریم زایمان کرده و همه امروز رفتن دیدنش و شما فردا برید
جاریم منو تا حالا پاگشا نکرده و تو این مدت زنگ به من نزده
بعد عروسیمم بردارشوهرم یه شب سرزده اومد خونم و کلی حرف بد بهم زد و من گریه کردم که مادرشوهرم گفت حالت بده بیا بریم خونه من
هر چی میگم شوهرم میگه تو کوچیک تری احترام بزار و وظیفته
گفتم منو ببر دکتر میگه پول ندارم وعصبی شد گفت تو بشین خونت و خودم و مامانم میریم
برم خونه جاریم یانه