2821
2789

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

منم مثل توم

پدرم رو خیلی ناگهانی از دست دادم پدرم جوون بود خیلی یهویی دچار ایست قلبی شد و رفت ....و من ازش دور بودم و آخرین باری که صداشو شنیدم تلفنی بود همیشه آخرین مکالمه رو مرور میکنم آخرین خداحافظی رو بیاد میارم ...

الان هر کدوم از عزیزانم ازم خداحافظی میکنن رعشه به جونم میفته که نکنه آخرین بار باشه

چون پدرم توی خواب دچار ایست قلبی شد شبا بیدار میشم بقیه رو نگاه میکنم ببینم نفس میکشن ...خیلی بده همیشه این ترس همراهمه

خدایا شکرت که از مستاجری به صاحب خونه تبدیل شدم شکرت که از منتظر اتوبوس موندن رسیدم به لذت رانندگی با ماشین خودم شکرت به خاطر شنیدن این جملات(مااااااماااااان کجایی؟خانوم کجایی؟سلام دخترم ...اجی خوبی )اینا همه عزیزانمن خدایا نگه دارشون باش خدایا شکرت به خاطر محبتی که از همه اطرافیانم میگیرم شده حتی با یه سلام و یه لبخند من از کنار وانت میوه فروش رد میشم و میبینم یه خانم یه پلاستیک میوه دستشه و فروشنده کارت میکشه از ته دل میگم خدای روزی دهنده شکرت بخاطر خریده یه بنده و رسیدن روزی بنده دیگت من از دیدن پاجوش گلام از ته دل میگم خدایا شکرت من لحظه پختن غذا چرخیدن کلید در و اومدن همسرم لحظه اتو کشیدن مقعنه دخترم میگم خدایا شکرت (دیار مامان به جمع سه نفر منو بابا و اجی خوش اومدی پسرکم)

منم مثل توم پدرم رو خیلی ناگهانی از دست دادم پدرم جوون بود خیلی یهویی دچار ایست قلبی شد و رفت ....و ...

منم دقیقا شب تا صبح بیدارم اصلا اذان شب رو که میگن و شب میشه حالم بده میشه

من الان ۱۶ سالمه تو سن ۱۰ سالگیم هم همچین احساس و ترس رو داشتم و رفتم پیش مشاور اما الان احساس میکنم شدید تر شده

اما شرایط رفتن پیش روانشناس رو ندارم

منم مثل توم پدرم رو خیلی ناگهانی از دست دادم پدرم جوون بود خیلی یهویی دچار ایست قلبی شد و رفت ....و ...

حتی مانع درس خوندن شده

رشته ام سخته و اصلا حوصله درس خوندن رو ندارم

حتی مانع درس خوندن شده رشته ام سخته و اصلا حوصله درس خوندن رو ندارم

میتونی تلفنی وقت روانشناس بگیری؟تلفنی مشاوره بدن بهت

خدایا شکرت که از مستاجری به صاحب خونه تبدیل شدم شکرت که از منتظر اتوبوس موندن رسیدم به لذت رانندگی با ماشین خودم شکرت به خاطر شنیدن این جملات(مااااااماااااان کجایی؟خانوم کجایی؟سلام دخترم ...اجی خوبی )اینا همه عزیزانمن خدایا نگه دارشون باش خدایا شکرت به خاطر محبتی که از همه اطرافیانم میگیرم شده حتی با یه سلام و یه لبخند من از کنار وانت میوه فروش رد میشم و میبینم یه خانم یه پلاستیک میوه دستشه و فروشنده کارت میکشه از ته دل میگم خدای روزی دهنده شکرت بخاطر خریده یه بنده و رسیدن روزی بنده دیگت من از دیدن پاجوش گلام از ته دل میگم خدایا شکرت من لحظه پختن غذا چرخیدن کلید در و اومدن همسرم لحظه اتو کشیدن مقعنه دخترم میگم خدایا شکرت (دیار مامان به جمع سه نفر منو بابا و اجی خوش اومدی پسرکم)

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز