درسته که حقوقم خیلی پایینه
و یه همکار حسود و بدذات رو تحمل میکنم
ولی خب بازم شکر لااقل وقتی میرم بازار اگه از لباسی چیزی خوشم بیاد میتونم بخرم
یا مثلا هر از گاهی خودمو یه شام خوب دعوت کنم
خوراکیای تقویتی واس خودم بخرم مثلا آجیل و ...
یا مثلا تولد بگیرم برا خودم ،
ی وقتایی اگ خواهرم یا داداشم پول نیاز داشتن بهشون بدم
و ....
اینا شاید چیزای کوچیکی باشه
و نصرفه بخاطرش بری کار کنی
ولی خب همینا حسرت بودن تو دلم
مثلا قبلا میرفتم بازار با حسرت از کنار مغازه ها و لباس فروشیا رد میشدم...