دلیلی نداشتم در اوج درس خواندم اومد
و ی هفته بکوب گریه و زاری نمیخوامش
پدرم بشدتت قبول داشت ازدواج کنم و قبول کردم
بعدش اولش اصلا دوسش نداشتم کاری میکردم ب طلاق بکشه
الانم ک کارم بطلاق کشیده پشیوونم خیلی دوسش دارم الان
اگه ب گذشته بگردم هیچ وقت نمیزارم خانوادم دخلاقت کنه ب دعواهامون و البته هیچ وقت نباید همه حرفامو میومدم بخانوادم میگفنم