حدود ۱۵ سال پیش داییم بخاطر قتل زن داییم افتاد زندان و یک ماهی هست آزاد شده پیغام داده بریم دیدنش ولی خیلی حس بدی دارم از یه طرف هم دلم براش میسوزه از طرفی یاد مشکلاتی میوفتم که برامون تو خانواده و در و همسایه ایجاد شد ..... نظر شما چیه
چقدر عادی حرف میزنن همه 😐😐😐یکی بگه همه چی شوخیه!!!!!
اون سالهای عذابی که ما کشیدیم هنوز تموم نشده چه مشکلاتی داشتیم چقدر قطع ارتباط با فامیل زن دایی فححش و دعوا و دادگاه خواستگارایی که میومدن و مفهمیدن و فرار میکردن .....