زنداییم خیلی گنده گوزی میکنه با مامان بزرگم شهر و قوم فرق دارن نمیگم کلا نه اسم شهر نه چیز دیگه ای
گفت آره شما خیلی یجوری هستین شروع کرد انتقاد بعد گفت ما خیلی تمیزیم بعد شروع کرد با زبون خودشون به مامان بزرگم مسخره کردن
منم گفتم کسی نخواست ازشهرمون انتقاد کنی حالا شهر توهم یه عالمه عیب و ایراد داره کسی به روت نمیاره البته با خنده
من همیشه سکوت میکردم واقعا دیگه نتونستم
فکر میکنم اونجوری که باید خوب خواب ندادن بچگونه گفتم