خیلی دلم پره خیلی زیاد در حدی که جلوی گریمو بزور میگیرم کافیه یجا تنها باشم و بمیرم از گریه
کاش میتونستم خدارو ببینم کاش میتونستم بغلش کنم کاش میتونستم باهاش رو در رو حذف بزنم کاش موقعی ای که انقد قسمش میدم سکوت نکنه کاش فقط یکبار جوابمو بده ینی آنقدر از من بدش میاد؟هرچی دستو پا میزنم فقط فرو میرم تو لجن اگه خونه پدرمم نباشه جایی رو ندارم برم
خیلی خستم خیلی زیاد از خودکشی ام میترسم
نمیدونم چه حکمتی تو بدبخت شدن منه خدایا خواهش میکنم دستمو بگیر تو سن الآنم نباید دغدغه خراب شدن زندگی خودم مادرم و خواهرم رو داشته باشم خدایا التماست میکنم به هرچی که برات عزیزه قسمت میدم
دارم از درد و رنج زیاد سر میشم دارم کم میارم نابود میشم
خانومها شاید شما از من بخدا نزدیکترین میشه نفری یه سوره هرچی که بلدین برام بخونین محتاجم حتی به یه نیم نگاه خدا الان که اینارو مینویسم بزور جلو اشکامو گرفتم چون پدرم و خواهرم اینجان خدایا ترو به هرچی کودک و طفل معصومه قسم یا نجاتم بده یا جونمو بگیر