من خیلی میترسم... میترسم آدمهایی که دوستشون دارم و برام مهم هستن یه روز برن و منو تنها بذارن. وقتی فکر میکنم ممکنه دیگه منو نخوان یا ازم دست بکشن، دلم میلرزه و یه جوری سردم میشه که انگار هیچ کسی منو نمیبینه.
وقتی تنها میشم، احساس میکنم یه جای خیلی تاریک و بزرگ افتادم و هیچ کسی کنارم نیست. قلبم تند تند میزنه و دلم میخواد جیغ بزنم یا فرار کنم، ولی نمیتونم. گاهی آرزو میکنم کاش کسی هست که منو محکم بغل کنه و بگه همه چیز خوبه، هیچ کس نمیره.
من نمیخوام تنها بمونم... میخوام دست کسی رو نگه دارم، یه دستی که ول نکنه. حتی اگه ترس دارم، میخوام بدونم کسی هست که وقتی لرزم و گریه میکنم، کنارم بمونه و بهم بگه «میفهمم، تو تنها نیستی».
من فقط میخوام حس کنم دوست داشتن واقعی وجود داره و کسی هست که تا وقتی من کوچیک و ترسیدهم، دستمو رها نمیکنه. حتی وقتی فکر میکنم ممکنه برن، دوست دارم بدونم که هنوز یه جایی هست که امنم و کسی هست که منو دوست داره... و منو تنها نمیذاره