امشب ی حس یقین محکم پیدا کردم.
ی پسر دارم دوتا سقط پشت هم
شوهرم تنبل بی مسئولیت در تمامی ابعاد حتی در وظایف همسری شلختگی و عدم بهداشت بیکار بدهنتنها ویژگی خوبش سخاوت اونم کم شده رفیق باز بشدت بچه ننه حرف حرف خانوادشه اونا تصمیم میگیرن من خوبم یا بد ی سفر نبرده ما رو.در بدترین شرایط ول میکنه میره.موندم چ کنم.بخدا بچم کوچیکه موندم کمی بزرگتر بشه طلاق بگیرم یا الان
تنش بینمون زیاده همش دنبال دعوا با منه دنبال داد و بیداد
الان چند هفتس گوشت نداریم حاضره صبح تا عصر بخابه ولی سرکار نره تا گوشت بخره برامون.
خستم دعام کنین امشب واقعا دلم حتی نخاستش.