امسال خیلی خوشحالم و حس خوب دارم .چون امسال خونه مامانه مامانم دعوت بودیم و بعضی فامیلا هم بودن بخاطر این خوشحالم که من دختری هستم که دوس دارم تو مراسمات لباس خوب بپوشم ارایش کنم .برخلاف بقیه روزای عادی که خیلی معمولی هستم.خواهرم و شوهرشو بچه هاش هروقت میان خونه مامانم.اگه من ارایش کرده باشم به خودم رسیده باشم بشدت حساس میشه روی شوهرش و من کاملا از روی رفتارش متوجه میشم .مثلا با خواهرم حرف بزنم اونورو نگا میکنه و جوابم نمیده و یسری کارای دیگه.منم از ترس اینکه فکر ناجور نکنه اصلا با شوهرش حرف نمیزنم .درحالی که تو این ۱۲ سال یکبارم ندیدم دامادمون نگاه بدی به من داشته باشه.یا عروسمون یچی از من پیدا میکنه که ی دعوایی با داداشم درست کنه.امسال با خیال راحت و بدون ترس از قضاوت شدن به خودم رسیدمو کلی گفتیمو خندیدیم عکسامونم گرفتیم