برا شام رفتیم خونه مادرشوهرم اینا...چون خودش ز زده بود دعوت کرده بود
بعد اونم یکم تنقلات و...آوردیم چیدیم خوردیم، عکس گرفتیم و...
بعدشم یه سر به خونه مامانم اینا زدیم....اونجا هم همینطور
خداروشکر بد نبود ولی من باردارم بشددددت کمردرد دارم خیلی هم نتونستم چیزی بخورم🫠حس خفگی بهم دست میده