2777
2789
عنوان

شب یلدا

86 بازدید | 6 پست

مامانم یک هفته و خورده ای میشه رفته مسافرت و منو داداشم و خواهرم تنهاییم. امشب هیچ کس هیچ جا دعوتمون نکرد نه خاله ها نه دایی ها با خانواده ی پدریمم خیلی جور نیستیم. راستش ناراحت نیستم ولی اینکه هیچ کس مارو یادش نبود یه حس عجیبی داشت.

سه تایی جشن میگرفتین

|•پیوسته در تاریخ ساعتی فرا میرسد که در آن، آنکه جرئت کند و بگوید دو دوتا چهارتا میشود، مجازاتش مرگ است•| |•از دور ریختن قواعدی که به من تلقین شده بود، آرامش مخصوصی در خودم حس میکنم•|

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

مگه قراره کسی دعوتتون کنه خودتون تو خونه یلدا بگیرید هیچوقت منظر کمک کسی نباش هیچوقت

گرفتیم ولی خب همه ی فامیل دعوت بودن خونه ی داییم ولی کسی به ما نگفت دلم واسه داداشم سوخت وقتی شنید گفت خوش به حالشون

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

رمان جدید

dlay | 4 دقیقه پیش
2791
2779
2792