ما هم خونه ایم مادر و پدر همسرم گفتن نیاین خونه ما گرونیه مااز پس هزینه ها برنمیایم...میگن ما فقط موقع خوردن بزرگتریم ...
هر سالی رفتیم خونشون دست خالی کسی نرفته فقط شام درست کرده تنقلات و شیرینی و دسرو بچه هاش آوردن ...گفتن ما حوصله نداریم ...
خواهرشوهر وجاریم خیلی اصرار کردن که همه باید خونه بزرگتر جمع بشن ..حداقل بعد شام بریم ولی من گفتم وقتی با صراحت میگه نیاین...بعد شام هم نمیرم