2777
2789
عنوان

خواهرم میگه

192 بازدید | 13 پست

بچه ها من دختر خواهرم ترم اول دانشگاه هست و با یه اکیپ رفتن بیرون هم دختر و هم پسر حالا خواهرم فهمیده زنگ زده میگه باهاش حرف بزن

بنظرتون من خودمو قاطی نکنم بهتر نیست؟؟

در حال پیدا کردن تیکه های خودمم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

مشکلش چیه اینا مال ترم یکه دو به بعد همه از هم بدشون میات

میگه بهش بگو اینکارا رو نکنه و با پسر بیرون نره و

بهش میگم تازه اولشه براش جالبه یواش یواش با محیط آشنا میشه و این شرایط رو میپذیره و سمت بقیه نمیره اما میگه دیگه نمیخوام بزارم بره دانشگاه

میگه اخلاق و رفتارش عوض شده

در حال پیدا کردن تیکه های خودمم

چی شده مگه

میگه بهش بگو با این پسرا بیرون نره

بهش میگم تازه اولشه براش تازگی داره بعد یه مدت براش عادی میشه میچسبه به درسش میگه باهاش حرف بزن

میگه بهش بگو نمیزارم بره دانشگاه

منم گفتم بهش اعتماد کت اما گوش نمیده

میگه باهاش حرف بزن

در حال پیدا کردن تیکه های خودمم

رفتن بیرون مهم اینه کجا رفتن،بعدشم به اخلاق خواهرزاده ت هم باید آگاه باشید ،یه نفر میگه ممنون خاله چشم حواسم هست اگه احساس خطر کنم نمیرم ،یکی هست میگه پدر دارم مادر دارم تو رو سننه

همه چی به رفتار خواهرزاده ت مربوطه،فقط دخالت جوری نباشه که حس بچه بودن بهش دست بده بگه مگه من بچه ام

خدایا جوری دستمو بگیر و بلندم کن که همه انگشت به دهن بمونن...(عدو شود سبب خیر ، اگر خدا خواهد)🤌🫡،(۲۹بهمن خبر بارداریمو شنیدم،خدایا ممنونم ازت،تو دلیمو حفظ کن و کمکم کن صحیح و سالم بغلش بگیرم)،خدایاشکرت بابت پسر نازی که بهم دادی،امام حسین نوکرتم♥️)فرزندم،ازملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم.امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد. روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز. روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد

میگه بهش بگو با این پسرا بیرون نره بهش میگم تازه اولشه براش تازگی داره بعد یه مدت براش عادی میشه میچ ...

چقدر جدی گرفته مادرش

این چیزا به نظرم اصلا دور از انتظار نیست

🌹🌙شبی مجنون به لیلی گفت کای محبوب بی همتا تورا عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد♥️

رفتن بیرون مهم اینه کجا رفتن،بعدشم به اخلاق خواهرزاده ت هم باید آگاه باشید ،یه نفر میگه ممنون خاله چ ...

رفتن کافه و پارک

با دختر خواهرم رابطم خوبه اما اصلا در این مورد باهام حرف نزده به خواهرم میگم اگه میخواست من بدونم منو در جریان میذاشت

منم میگم اگه بخوام بهش تذکر بدم فکر میکنه بچس و حتی ممکنه لج کنه و بدتر بشه شرایط

در حال پیدا کردن تیکه های خودمم

چقدر جدی گرفته مادرشاین چیزا به نظرم اصلا دور از انتظار نیست

به خواهرم میگم چند ماه دیگه از سرش میفته و به روال قبل برمیگرده میگه رفتارش عوض شده پرتوقع شده به حرفام اهمیت نمیده

بنظرت من باهاش حرف بزنم و یا بگم این یه مسئله خانوادگی هست و دخالت من درست نیست

در حال پیدا کردن تیکه های خودمم

به خواهرم میگم چند ماه دیگه از سرش میفته و به روال قبل برمیگرده میگه رفتارش عوض شده پرتوقع شده به حر ...

بهش بگید که مادرت گفته اخلاقات عوض شده از وقتی میری دانشگاه و با بچه میرید بیرون.

بگید تا حساب کار دستش بیاد

🌹🌙شبی مجنون به لیلی گفت کای محبوب بی همتا تورا عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد♥️

بهش بگید که مادرت گفته اخلاقات عوض شده از وقتی میری دانشگاه و با بچه میرید بیرون.بگید تا حساب کار دس ...

باشه ممنونم

بنظرت بگم بیاد خونمون اگه خودش خواست و برام از دانشگاه گفت خواهرانه باهاش حرف بزنم و اصلا از جنبه نصیحت وارد نشم

در حال پیدا کردن تیکه های خودمم

باشه ممنونم بنظرت بگم بیاد خونمون اگه خودش خواست و برام از دانشگاه گفت خواهرانه باهاش حرف بزنم و اصل ...

ازش بپرسین هرجور راحت بود

بعدم حالت اطلاع رسانی بهش بگین که متوجه شه مادرش فهمیده ، حواسش به رفتار و اخلاقش باشه

🌹🌙شبی مجنون به لیلی گفت کای محبوب بی همتا تورا عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد♥️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز