دانشجومعلمه هنوز نه؟
والا اسمش شغل موقته
من شبم خواب کارایی که فردا برنامشو دارم انجام بدم میبینم
هزار جور طرح میده اداره بی توجه به اینکه تو از درس عقبی یا نه باید انجام بشه
اولیا تو مدرسه دولتی، توقع دارن مثل ندرسه های غیرانتفاعی که سه چهار تا دانش اموز بیشتر نداره با بچه هاشون خصوصی کار بشه
دانش اموزا هزار جور مشکل خانوادگی و اختلالای مختلف دارن که وجدانت اجازه نمیده از کنارشون ساده رد بشی ولی وقتی نداری برای رسیدگی به تک تک شون و اون دانش اموز جا میمونه و مسئولش تویی
مخصوصا اگه سنت کم باشه، نه کادر مدرسه بهت اعتماد میکنن نه اولیا، هزار دفعه از همشون شنیدم که میگن این که بچس
خدا میدونه پشت سرم چی میگن
کلاسا طبق استاندراد نیست امکانات نیست و کتابم به نسبت زمان واقعی واقعا حجیمه
جو حاکم جامعه علیه معلما شده فک کن خسته میزسی خونه باید بشینی کلی برگه تصحیح کنی و جواب اولیا و بچه ها رو تو شاد بدی و تکلیف طراحی کنی و تکلیفای قبلیو چک کنی و کاربرگا رو امضا کنی و پوشه کارا رو مرتب کنی و ... اخرش میای دو دقیقه اینستا یا همین نی نی سایت میبینی زدن معلما حقوق مفت میگیرن تابستون بیکارن مجازی بیکارن
درصورتی که حقوق ماهیانه معلم ۱۴ تومنه از حداقل حقوق کارگرم کمتر و بقیه کارمندا رو حکمشون میتونن کلی تشویقی بگیرن ولی اینجا برعکسه یه تومنم از حکممون کمتر میزنن
یه طرحیم اداره جدیدا زده به اسم طرح حامی که معلم باید با اون دانش اموزایی که نمره هاشون خوب نیست مجانی کار کنه و کلاس تقویتی بذاره و این کلاسا تا تابستونم ادامه داره و این یعنی بچه ها کلا درس نخونین آخر سر معلم شما رو میرسونه یجوری
از طرفی مجازی شدنی خدای نکرده، حتی اگه بخوای درسای اصلی رو کار نکنی که هم بچه ها نگن نفهمیدم هم خودت مجبور به تولید محتوا نشی، فقط پیدا کردن فیلمای استاندارد و ضبط ویس توضیح و طراحی تکلیف و کاربرگ ازت حدود ۲۰ ساعت وقت میبره، به جدی که به زور سه چهار ساعت میخوابم و حتی موقع ناهار و شامم گوشی دستمه دارم به سوالای بچه ها جواب میدم
بچه ها شدیدا بی مسئولیت شدن و درس رو نمیخونن و اذیتت میکنن
یه قانونیم هس اینجا گه میگه همه چی تقصیره معلمه
دانش اموز دارم پر از مشکل، سه ماهه نفهمیده دفتر ریاضی چیه و چیکار باید بکنه، هیچ مشقیم نمینویسه، درسم نمیخونه، یه روز درمیون تو مدرسه غیبش میزنه، قلدری میکنه و...
اولیاشم اومدن ولی انگار ن انگار
به مدیر میگم مسئلش رو میگم یه کاری بکن شما بقیه کلاس رو داره از راه به در میکنه
میگه این مشکل کلاس توعه
همین
خلاصه بگم در کنارش نمیشه به شغل دوم فکر کرد
من خودم رویای نویسندگی داشتم
کلاسم میرفتم خیلیم وضعم خوب بود تا اینکه دانشگاهم تموم شد و اومدم مدرسه
همونجا استپ زدم
نای اینکه یه کتاب اموزشی یا یه فیلم اموزشی هم بیینم حتی ندارم چه برسه به اینکه لباس بپوشم برم بیرون خودمو برسونم به کلاسای مختلف
تازه نویسندگی انرژی بدنی زیادی از ادم نمیگیره ها حتی میشه دراز کشید و کار کرد
ولی نشد برای من