سلام دوستان.
چند ماهه با آقایی آشنا شدم و الان که داریم به تصمیم نهایی نزدیک میشیم، به یه اختلاف جدی خوردیم.
هر دو خارج از ایران زندگی میکنیم و همسن هستیم. ایشون سال دوم دکتری هستن و من درسم تموم شده و وارد بازار کار شدم. مسئله اصلی اینه که ایشون حداقل ۵–۶ سال آینده هنوز دانشجو هستن، ولی من قراره کار تماموقت داشته باشم.
اخیرا من کارم رو از دست دادم و تو همین شرایط، ایشون با اینکه همیشه میگفتن تامین و مدیریت زندگی وظیفه مرده، الان خیلی استرس دارن و میگن با این وضعیت نمیشه زندگی رو شروع کرد. میگن خارج از کشور زندگی با یه حقوق نمیچرخه و هر دو نفر باید کار کنن.
من همیشه دنبال شریکی بودم که تامینکننده اصلی باشه و بتونم بهش تکیه کنم. البته هیچوقت با کار کردن یا خرج کردن پولم برای زندگی مشترک مشکلی نداشتم. ولی الان حس میکنم اگه قرار باشه چند سال آینده من تامینکننده اصلی باشم و عملا ایشون رو ساپورت کنم، شاید از نظر مالی بشه مدیریت کرد، اما اون حس تکیهگاه بودن و حمایتگری که برام مهمه رو از دست بدم. نگرانم کمکم احساس کنم بار مالی زندگی روی دوش منه و این موضوع روی حسم و نگاهم به ایشون تاثیر بذاره.
دوست دارم بدونم نظر شما چیه. کسی تجربه مشابه داشته؟ فکر میکنید این موضوع قابل حل هست یا میتونه بعدا دردسرساز بشه؟