مامانم یک هفته است رفته مسافرت و من با اینکه پشت کنکوری ام مسئولیت کل خونه و خواهر برادرم رو دوشم افتاده حالا امروز زنگ زده و میگه مادر دوستت (دوستم پزشکی میخونه) گفته دخترم همش داره درس میخونه و اصلا وقت سر خاروندن نداره مادر منم برگشته میگه تو که اصلا به پزشکی فکر نکن چون تو که نمیتونی و بلد نیستی انقدر درس خون باشی منم انقدر ناراحت شدم اصلا هیچی نگفتم حالا به خواهرم گفته من تا یک هفته دیگه نمیام من اصلا مشکلی با خونه نبودنش ندارم فقط کاش انقدر اذیتم نکنه توروخدا دعا کنید زودتر قبول شم از این خونه نجات پیدا کنم