از لحاظ روحی حیلی ضعیف و داغونم شوهرم گفت شاید حالت عوض شه و ...
احساس بی کسی میکنم از شوهرم هم خیلی دور شدم خس ناامنی دارم بابت بچه هم عذاب وجدان و اینکه لیاقتشو ندارم و ... چون شیرخشک دادم و پشیمونم الان دیگه سینمو سخت میگیره شیرمم کمه ، صبح تا شب گریه میکنم محبت های شوهرمم ب چشمم نمیاد و باهاش دعوای بدی کردم اونم صداشو بالا برد و آبروش پیش خانوادم و خانوادش رفت بابت اینم عذاب وجدان دارم
دیگه تنها سلاح شوهرم این بود بنده خدا اینو پیشنهاد داد🫠