2777

من پسر عمم بود و ما کاملاا در جریان مشکل بودیم 

با صحبت بزرگترا و صحبت بین حودشون حل شد

ولی الان خوبن خداروشکر

به خاطر تو هم که شده تمام روزاهای بعد از این مهربانتر خواهم شد  98/4/4  

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

اره من . حتی کارای دادگاهشم تا حدودی انجام دادم. 

دلیلش هم دخالت بیجای خانواده شوهرم بود . اما در آخر شوهرم گفت تو طلاق نگیر من اونارو کنار میزارم.  الانم سالهاس باهاشون رابطه ندارم اصلا و خوشحالم 😄😊

هییییس!! نی نی سایتی ها  فریاد نمی زنند!😒😏
نمیدونین مشکلشون چی بود واینکه تا مرزه طلاق پیش رفتن

مشکل از هر 2 بود

خانمش بینهایت ول خرجههه کارش یکم جوریه که ریاد خونه نیست و اینا و کم به بچه هاش رسیدگی میکنه

پسر عمم هم کارش زمان معین نداشت و اخلاقش چون سریع با همه خوب میشه خانمش ناراضی بود

اره 3ماه رفت از خونه

روزی که میخواست بره دادگاه درخواست بده باهاش همه صحبت کردن منصرف شد

به خاطر تو هم که شده تمام روزاهای بعد از این مهربانتر خواهم شد  98/4/4  

دختر خاله ي منم تا پاي طلاق رفت

چون زياد دوسش نداشت از يه طرفم خانواده ي شوهر دخالت ميكردن

تا پاي طلاق و دادگاهم رفتن اما يهو همه چي عوض شد

آشتي كردنو بعد چند ماه عروسي گرفتن والانم دختر خالم ٨ماهه حامله س

خداروشكر خوبه زندگيش و راضيه

ميگه اون موقع خريت كردم بچه بودم كه رفتم تا پاي طلاق

الانم چنان محسن جان محسن جان ميكنه شوهرشو اونم برعكس قربون صدقه ي زنش ميره

چی شد همه چی عوض شد

شوهرش اومد باهاش كلي حرف زد واز اون روز محبتش بيشتر شد.بقول گفتني محبت خارها را گل ميكند.محبت ،محبت مياره ديگه.

وخانواده ي شوهرشم اومدن عذر خواهي كردن هم از عروسشون هم خانواده ي عروس

یکی از اشناهامون باردار بود بعد میخواست طلاق بگیره که دادگاه نزاشت خانواده دختر هم میگفتن بعد زایمان وطلاق ما نگهت نمیداریم بااین حرفا دختر دیگه قبول کرد که برگرد البته شوهر عوضیش خانم میاره خونه بعد درحال رابطه زنش سر میرسه ودعوا شوهرم میزنتش

گفتم:خدایا؟؟؟؟؟دلم را شکستند!!! گفت:هیس!!!!!!!!!! نگران نباش؛ آنها هم برای خوشبختیشان به آسمانم رو می اندازند.....

داداشم و زن داداشم چند سال پیش تا پای طلاق رفتن افتادم وسط نذاشتم باز این سری دنبال طلاقن

 « فقد ملئت بطونکم من الحرام و طبع علی قلوبکم شکم‌هایتان از حرام پر شده و بر قلب‌هایتان مُهر خورده است.»  امام حسین علیه السلام
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

مسابقه داریم🎁

s3س | 4 ثانیه پیش

جالبه

mahdie1384 | -37 ثانیه پیش

می خواهمت

مریم_هسدم | 32 ثانیه پیش
داغ ترین های تاپیک های امروز