من چند شبه شوهرم نیس رفته جایی
اقا من چند شب رفتم خونه مادرم
امشب بی هوا دایی که دو ساله خون مادرم نرفته اومد.
من به مادرم گفتم واقعا نمیخوام ببینمش و بمرسه شوهرت کجاست ... چون اصلا از من خبری نگرفته که این مدت ، زدم بیرون گفتم میرم خونه دوستم سر بزنم تا این بره نزدیک مادرم بود مامانم گفت نرو خونه خودت دوره برگرد اینجا گفتم باشه.
اقا رفتم تا ساعت نه اونجا بودم و بعد خداحافظی کردم دیدم نمیشه بیشتر بشینم فهمیدم این دایی ما اومده تا ۱۲ شب بشینه و زنش اومده برا گلایه کردن سر حرفای قدیم....
برف میومد چجور کل مسیر رو با دنده دو اومدم رسیدم خونه خودم.... با ترس و اولین بار بود تو شب برفی تنها با ماشین زدم بیرون در حالیکه شوهرم ده بار گفت نری خطرناکه😭😭😭بیچاره مادرمم میدونم الان ناراحت شده....ولی منم عصبانی هستم ... واقعا چشم نداشتم ببینمش... بدجور خانواده مادریم به من زدن مستقیم و غیر مستقیم....نمیدونم الان بگم چی اونم بدبخت بعد بوقلمون سگ اومد خونه خواهرش .... کاش اونجا نبودم برف خیلی سنگین بود.... خداروشکر سالم رسیدم خونه ....فقط موندم چجور خودم آروم کنم و فکر مادرمم