2821
2789
عنوان

زندگی زیباست

40 بازدید | 4 پست

من امروز سواری دیدم؛

مست و خوشرنگ،

جامی در دست و سری بیدستار.


شلاق بر الاغ فرود آورد

خندید و خواند:

«زندگی زیباست، حیوان، نیست؟»


حیوان سر به زیر انداخت،

پوزه بر خاک کشید و زیر لب غرید...


«ابرها صلح پوشیدهاند و در حوض آسمان،

ماهی چه آزاد میرقصد.

خورشید میتابد،

مهر میافشاند

غنچهای آن گوشه میخندد.


سبزهها میرویند،

رود میخواند و میخواند...

و مگر میشودبه نسیم اطمینان نداشت؟»


انگشت سبابه در دهان کشید

بالا برد.

ناگاه،سر حیوان به افق کج شد.


«داشتم میگفتم،

زندگی زیباست؛

عشق میبارد

روز میسازد،

نفسها همه اینجایند...»


نه.

نه، حیوان.

چه شد؟

سر کج کردی به چمنزار؟

حرف از نفس آمد و سر خود شدی؟


از چه میگویید؟

میگویید عدلی نیست؟

شما حیوانها،همه از ظلم مینالید

و من نمیفهمم، نادانها!


این مگر خود عدل نیست؟


با این حال،

من هنوز میخوانم:

نفسها لحظهها را تداعی میکنند،

اما در سینه بعضی ریه ها قفل شده.


ابر،

جامهاش سفید است

اما خون از آستینش میچکد


آسمان چنان آبیست

که نمیتوان خورشید را در پس تیرگی هایش دید


و من؛در این میان معرکه میگیرم

جامه بالا میبرم،

شلاق را پایین.


آه آری،من هنوز میخندم

من هنوز میخوانم:زندگی زیباست...



خیلی هم زشته. رنگ پی پیه

.من تشریفاتی و مجلل و پرنسس نیستم. با من از قدم زدن زیر بارون...خیس شدن لباسا... پخش شدن ریمل رو صورت...گوش دادن به موسیقی...قدم زدن کنار ساحل...طبیعت گردی... پیدا کردن اهنگای زیرخاکی...فیلم دیدن...وقت گذروندن با دی ان ای...خوردن صبحونه صبح بارونی با بابا و مامان...با رفیقا فیلم دیدن و رقصیدن و خندیدن از ته دل حرف بزن:)

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ابجی کامل بخونش کلا یه چیز دیگه میگه متنه دو دیقه هم وقتتو نمیگیره

عا قشنگ بود خدایی.

نتیجه گیری : از عنوان قضاوت نکنید

.من تشریفاتی و مجلل و پرنسس نیستم. با من از قدم زدن زیر بارون...خیس شدن لباسا... پخش شدن ریمل رو صورت...گوش دادن به موسیقی...قدم زدن کنار ساحل...طبیعت گردی... پیدا کردن اهنگای زیرخاکی...فیلم دیدن...وقت گذروندن با دی ان ای...خوردن صبحونه صبح بارونی با بابا و مامان...با رفیقا فیلم دیدن و رقصیدن و خندیدن از ته دل حرف بزن:)

قول میدم ب خودم ک ی روزی دوباره مثل اون قدیم قدیما دوباره آسمون رو آبی تر ببینم و چمن هارو سبزتر و دنیا رو رنگی تر.. قول میدم ک دوباره ب اون روزا برگردم💔🥲

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز