سلام خانما من جاریم از مکه اومده امشب دیدنش رفتم برادرشوهرم خیلی اهله تیکه انداختن و متلک انداختن هستش من بخاطر همین کاراشون خیلی دیر به دیر میرم امشب پیش جاریم برگشته به من میگه زنداداش اصلا نیستی نمیایی کمک کنی زنداداشم ،زنداداشهای قدیم ...... منم در جوابش گفتم والا منم کار دارم کلاس قران میرم و دخترم کنکور داره وقت نمیکنم، اما اومدم خونه خودخوری میکنم میگم کاش میگفتم برادر شوهر هم برادرشوهرهای قدیم