یه دوستی دارم که برای وام گرفتن نیاز به ضامن داشت به من رو زد و منم موندم سر دوراهی نمیدونم چرا نتونستم بهش نه بگم حالا از هر کی میپرسم کلی داستان تعریف میکنن که ای داد بی داد خودتو بدبخت کردی دیگه افتادی تو دام بلا راستش منم ترسیدم همش فکرو خیال بد میکنم هی به خودم میگم آخه چرا من نمیتونم آرامش خودمو حفظ کنم دلم میخاد به همه کمک کنم ولی همیشه از اینکه از کسی کمک بخام بیزارم هیچ وقتم کسی کمکم نکرده فکر کنم آدمایی مثل من بیشتر از بقیه در عذابن حالا هم که چیزی نشده فعلا یعنی امیدوارم چیزی نشه خدایا به من آرامش بده و منو در پناه خودت حفظ کن آمین.
ما پس اندازم را یه مسکن مهر خریدم چند وقت پیش یکی خیلی آشنا شوهرش رفته بود زندان بخاطر ۵۵۰بدهکاری البت یه خونه ۳ طبقه داشتن سند گیروام بود خلاصه آمد بیرون ودیگه نرفت خونه من بیچاره رفت مزایده فروختن نزدیک ۸۰۰ برداشت دولت وبقیشو داد