نامهی جمعی
من دلخورم.
دلگیرم.
این رو انکار نمیکنم.
از اینکه وقتی بچه بودم
دیده نشدم
شنیده نشدم
و گاهی ساده از کنارم رد شدید.
این دلخوری حق منه.
و لازم نیست کوچکش کنم
تا شما راحتتر باشید.
اما امروز
من فقط اون کودکِ تنها نیستم.
امروز
کنارش مینشینم
بهش میگم:
دیدمت... حق داشتی ناراحت باشی.
دستاشو میگیرم
میبوسمش
و محکم بغلش میکنم.
بهش میگم:
دیگه لازم نیست برای دیده شدن
خودتو جمع کنی
یا خوبتر از حد توانت باشی.
من اینجام.
حواسم به توئه.
این نامه
نه برای تلافیه
نه برای مچگیری.
برای اینه که بگم
من درد رو دیدم
و انتخاب کردم
با خودم مهربونتر باشم.
دلخوری هست
اما نفرت نیست.
مرز هست
اما جنگ نیست.
من کودک درونمو
با آگاهی
با احترام
و با عشق
به آغوش گرفتم.
و این
برای من
کافیه.
.