خب ، من زنگ زدم که مامانم کارش تموم شده یا نه!
بعد برادرم داشت فکم میشکوند که چرا به مامان زنگ زدی...الان حساب کتاب قاطی کنه ...پول کم میاره!
منم گفتم احمق من فکم بشکنه، مامان پولش میده...
اصلا کنترل خشم نداره...
منم عصبی شدم محکم گوشی رو کوبیدم بهش 😐
رد ناخونش رو صورتمه
اه