2777
2789

دوستام رودعوت کرده بودم عروسی بعدیکی ازدوستام که زیادم صمیمی نیستیم ولی همدانشگاهی بودیم وتازه خواهرش فوت کرده بودزنگ زدم دعوتش کردم به خاطراینکه یکمم حال وهواش عوض شه بعدهمون دوستم که اصفهانی هم بود خودش اومده بودعروسی بعددوست هم خوابگاهیش روهم باخودش توی عروسی من بدون دعوت آورده بوده وامروزبعد3ماه که ازعروسیم گذشته یک دوست دیگم این قضیه روگفت ومن کامل بی خبربودم واون فکرمیکردمن هم خوابگاهی فلانی رو دعوتش کردم ولی من اونودعوت نکرده بودم وخیلی ازاین قضیه ناراحت شدم

اینکه اومده شام خورده میوه وشیرینی وفلان خورده بماند

اینکه هیچی هم به عنوان هدیه نداده بماند

ولی اینکه میتونست به من بگه بعدبیارش خیلی بهتربودتااینکه بدون دعوت برداره آدم دعوت کنه خیلی زشته

خیلی ناراحت شدم حالابدون دعوت آدم آوردی لااقل کادوبده

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عیب ندارهمگه یه نفر چقدر میخورهفدا سرتون

اره ولی خب خودشم کادویی که داداندازه پول غذاش نمیشد بعدیکی دیگم باخودش آورده

اصلااینکه هدیه بده نده مهم نیس ولی خیلی خیلی کارزشته بدون هماهنگی یکی باخودت اضافه بیاری واقعاانگارمثل این میمونه بخوای حرام بخوری وقتی کسی دعوتت نکرده پاشی بری پول غذاتم ندی

اووووووو حالا انگار چی شده من پدرم فوت شد نزدیک ۵۰ / ۶۰ غریبه اومده بودن

من ازدوستم انتظارنداشتم حالااومد وغذاکم میومد

ماپیش بینی کرده بودیم اضاف بیان ولی حالااومدوغذاکم اومد بعدماخجالت زده میشدیم

وایی که چقدرحرص خوردم

اووچ زیاد مافقط 20تااضافه گفتیمانقدرخرج زیاده یک نفر 1تومن میشه100تانمیتونستیم اضاف بگیم

انقد اومده بودنا یه عالمه غریبه ما خیلی اختلاف داشتیم با خانواده پدری به خاطر همین

بهش فکر نکن اونا بیشعورن تمام

اهوم کاش مادرپدردوستم رومیگفتم که نرن توپارک بمونن اوناروکاش دعوت میکردم دعوت نکردم که شلوغ نشه بعداین هم خوابگاهیش روآورده واقعابعضیابیشعورن

دیدم نسبت بهشون عوض شد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز