شش سال ازدواج کردم شوهر دائم العصبانی دارم...خیلی اذیتم میکنه هیچی نداره جز پول که دلخوشش باشم نه عشق و محبت بلده نه میل جنسی درست حسابی داره نه خانواده خوب داره نه به گردش و تفریح اهمیتی میده نه هدفهای من براش مهمه شش ساله خاطره ای از اینکه جایی رفته باشیم برای تفریح دوتایی ندارم ازش! خیلی افسرده شدم خیلی مریضم همش گریه میکنم تا میام با زبون خوش و منطق چیزی بهش بگم میگه تودیوونه ایی !عشق و عواطف و هیجانات انسانی بی معناس !فقط و فقط پول! امروز هرچی طلا خریده بود همشو با سیم چین در اوردم گذاشتم جلوش فردا بچمم بر میدارم میرم خونه پدرمم! هرشب ساعت ۱۲میاد خونه امشب سالگرد ازدواجمون بود با عشق تمام ازش خواستم زودتر بیاد کاری بیرون نداره یعنی ادم بیکاریه رفیق بازی میکنه تا اون موقع شب!دیگه نمی خوام تحملش کنم ترس از دست دادنمو نداره به نظرتون کار درستی میکنم؟؟
با این چیزایی که گفتی ام راهی واسه ادامه دادن نداری اول اینکه درخواست طلاق نده مهرتو بذار اجرا دوم اینکه بچه تو تا جایی که میتونی متوجه چیزی نکن منم الان تو شرایط بدی ام چند روز قهریم ولی مشکل از هردومونه