خودش بچه نمیاره چون میگه سخته ..من دو تا بچه دارم همش میگه خدا صبرت بده
به پسرم محبت میکنه سفره میاندازیم کنار جاریم میشینه
مادر شوهرم به من گفت مریم گفته این بدن به من ..یعنی پسر منو ..منم گفتم خودش بیاره ..مادر شوهرم گفت میخاد فوق لیسانس شو بگیره کاراشون بکنن مییارن
مادر شوهر چه قیافه میگیره به فوق لیسانس این دختر
دلشون صابون میزنن ..جاریم خودش گفت من بچه نوزاد دوست ندارم بچه تو سن سه سال دوست دارم